مدح و ولادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
پیداست در متن دعـا اوراقی از عرش دارد رجب در شهر خود عشاقی از عرش از بسکه میریزد شراب باقی از عرش میخانه تب کرده؛ میآید ساقی از عرش ممسوس ذاتالله روی دست کعبه است هو یاعلی ذکر لب سرمست کعبه است او بیعـصـا هـم قـلب دریـا میشـکـافد صـدهـا هـزاران راه بــالا مـیشـکـافـد تا عـرش را با ذکـر زهـرا میشـکـافـد رکـن یـمـانـی سـیـنهاش را میشـکـافـد دیـگـر زمـان انـتـظـارت سـر رسـیــده یـا فـاطـمـه بـنـت اسـد! حـیـدر رسـیـده خـورشـید ساکـت شد قـمـر بیرون بیاید سائل به در زد، کـیسه زر بیرون بیاید اصـرار کـرد احـمـد خـبر بـیرون بیاید ابن الـخـلـیـلـش بـا تـبـر بـیـرون بـیـاید این کودکی که صاحب لیل و نهار است در بین مُشتش قبضهای از ذوالفقار است نوشیدهام با جـان، مِی هـر سالیاش را مــزه کـنـم طـعـم شـراب عـالـیاش را رعـیـت کـشد بر شانه اسم والـیاش را شیعه چرا پنهان کـند خوشحـالیاش را میثم اگر بیدار خود باشد کـلافـه است بر پیکر عشاق حیدر، سر اضافه است تـاثـیـر ذکـر یـونـسـیـّه بـی عـلـی هـیچ دنـیـای بـی او شـایـد ارزنـده ولی هـیچ شعرم نـدارد بی ولا جـز معـطـلی هیچ هـم سـومی، هم دومـی، هـم اولی هـیچ تصریح ذکر مرتضی، تصریح زهراست یا رادّ الشمسِ علی، تـسـبیح زهـراست هـرچند هـمـبـازی دست کـودکان است تفـریح حیدر فتح خـیبر در جهان است بغض علی را هر که دارد بیامان است حب علی هـفت آسمان را نردبان است قـنـبـر نـشد باشـیم، پـشت در که هستیم گـرد و غـبـار گـیـوۀ حـیـدر که هستـیم کـار مـلائـک دسـت شــاه لافـتـی بــود در زیر پـایـش قـاب قـوسـیـن خـدا بود قـدّش سـتـون محـکـم ارض و سما بود امـا عــبــای شــانــۀ او نــخنــمــا بــود برجاست تاج و تخت او این هم دلـیلش سـهـمی نـبرد از سفـرۀ مردم عـقـیـلش سهمی نبرد از گندمی که خود درو کرد مولا شکم را سیر، با یک نان جو کرد با نفس خود درگیر شد، یکیّ به دو کرد اشک دو چشمانش، نجف را باغ مُو کرد شـیـر خـدا حـتـمـاً هـدف را میشـنـاسد حـیـدر گـداهـای نـجـف را میشـنـاسـد حیدر کسی بوده که مرحب شد شکارش حـیـدر گـرفـتـه مـرحـبـا از کـردگارش تکـمـیـل کـرده لافـتـی را ذوالـفـقـارش در وقت غم، زهرا و پیـغـمبر کـنارش بدر و اُحُد هم جنگ خـیـبـر را پـسندید رسـم جـوانـمـردی حـیـدر را پـسـنـدیـد مـانـده امـیـری هـمـچـنـان حـیـدر بیاید حـاشـا کـه او بـاشـد بــلا و شـر بـیـایـد پــیــرزنی شــاکـی دم مـنــبــر بـیــایــد خـلـخـال زنهـای یـهــودی در بــیــایـد مـیـخ غـمـش را دشـمن او زد به سـینه نامـوس حـیـدر کـشـتـه شد بـین مـدیـنه |