سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و ولادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : رضا دین پرور
نوع شعر : مدح و ولادت
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : مربع ترکیب

پیداست در متن دعـا اوراقی از عرش            دارد رجب در شهر خود عشاقی از عرش

از بسکه می‌ریزد شراب باقی از عرش            میخانه تب کرده؛ می‌آید ساقی از عرش


ممسوس ذات‌الله روی دست کعبه است

هو یاعلی ذکر لب سرمست کعبه است

او بی‌عـصـا هـم قـلب دریـا می‌شـکـافد            صـدهـا هـزاران راه بــالا مـی‌شـکـافـد

تا عـرش را با ذکـر زهـرا می‌شـکـافـد            رکـن یـمـانـی سـیـنه‌اش را می‌شـکـافـد

دیـگـر زمـان انـتـظـارت سـر رسـیــده

یـا فـاطـمـه بـنـت اسـد! حـیـدر رسـیـده

خـورشـید ساکـت شد قـمـر بیرون بیاید            سائل به در زد، کـیسه زر بیرون بیاید

اصـرار کـرد احـمـد خـبر بـیرون بیاید            ابن الـخـلـیـلـش بـا تـبـر بـیـرون بـیـاید

این کودکی که صاحب لیل و نهار است

در بین مُشتش قبضه‌ای از ذوالفقار است

نوشیده‌ام با جـان، مِی هـر سالی‌اش را            مــزه کـنـم طـعـم شـراب عـالـی‌اش را

رعـیـت کـشد بر شانه اسم والـی‌اش را            شیعه چرا پنهان کـند خوشحـالی‌اش را

میثم اگر بی‌دار خود باشد کـلافـه است

بر پیکر عشاق حیدر، سر اضافه است

تـاثـیـر ذکـر یـونـسـیـّه بـی عـلـی هـیچ           دنـیـای بـی او شـایـد ارزنـده ولی هـیچ

شعرم نـدارد بی ولا جـز معـطـلی هیچ            هـم سـومی، هم دومـی، هـم اولی هـیچ

تصریح ذکر مرتضی، تصریح زهراست

یا رادّ الشمسِ علی، تـسـبیح زهـراست

هـرچند هـمـبـازی دست کـودکان است            تفـریح حیدر فتح خـیبر در جهان است

بغض علی را هر که دارد بی‌امان است            حب علی هـفت آسمان را نردبان است

قـنـبـر نـشد باشـیم، پـشت در که هستیم

گـرد و غـبـار گـیـوۀ حـیـدر که هستـیم

کـار مـلائـک دسـت شــاه لافـتـی بــود            در زیر پـایـش قـاب قـوسـیـن خـدا بود

قـدّش سـتـون محـکـم ارض و سما بود            امـا عــبــای شــانــۀ او نــخ‌نــمــا بــود

برجاست تاج و تخت او این هم دلـیلش

سـهـمی نـبرد از سفـرۀ مردم عـقـیـلش

سهمی نبرد از گندمی که خود درو کرد            مولا شکم را سیر، با یک نان جو کرد

با نفس خود درگیر شد، یکیّ به دو کرد            اشک دو چشمانش، نجف را باغ مُو کرد

شـیـر خـدا حـتـمـاً هـدف را می‌شـنـاسد

حـیـدر گـداهـای نـجـف را می‌شـنـاسـد

حیدر کسی بوده که مرحب شد شکارش            حـیـدر گـرفـتـه مـرحـبـا از کـردگارش

تکـمـیـل کـرده لافـتـی را ذوالـفـقـارش            در وقت غم، زهرا و پیـغـمبر کـنارش

بدر و اُحُد هم جنگ خـیـبـر را پـسندید

رسـم جـوانـمـردی حـیـدر را پـسـنـدیـد

مـانـده امـیـری هـمـچـنـان حـیـدر بیاید            حـاشـا کـه او بـاشـد بــلا و شـر بـیـایـد

پــیــرزنی شــاکـی دم مـنــبــر بـیــایــد            خـلـخـال زن‌هـای یـهــودی در بــیــایـد

مـیـخ غـمـش را دشـمن او زد به سـینه

نامـوس حـیـدر کـشـتـه شد بـین مـدیـنه

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد یا ضعف محتوایی و معنایی در مصرع دوم بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.



تـاثـیـر ذکـر یـونـسـیـّه بـی عـلـی هـیچ            دنـیـای بی او گـرچه ارزنـده ولی هیچ



بیت زیر به دلیل ایراد محتوایی تغییر داده شد، فراموش نکنیم که حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: لَا تَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِيَّةَ ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا وَ إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ كَغُلُوِّ النَّصَارَى فَإِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنَ الْغَالِينَ. ما را از مرز عبودیت خارج نکنید و به سرحدّ ربوبیت نرسانید، آن گاه هرچه می ‏خواهید در فضیلت ما بگویید، لیکن بدانید که حق ثناگویی ما را ادا نخواهید کرد. از غلوّ کردن درباره ما بپرهیزید و همانند نصاری که درباره عیسی علیه‌السلام غلو کردند نباشید، که من از غلوّ کنندگان بیزارم الاحتجاج ج ۲ ص ۴۳۸، بحارالانوار ج ۲۵ ص ۲۷۴، اثبات الهداه ج ۵ ص ۳۹۱



هـرچند هـمـبـازی دست کـودکان است            تفـریح حیدر خلقت کـون و مکان است